1 _ بهره گيري از كادر مجرب و دبيران با سابقه و با تجربه 2 _ آموزش دروس از طريق وسايل كمك آموزشي , فيلم , اسلايد , نقشه و ... 3 _ گزارش منظم و مستمر عملكرد آموزشي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان به اوليا محترم 4 _ كنترل ميزان مطالعه دانش آموزان در منزل از طريق دفاتر گزارش روزانه 5 - اهدا لوح هاي تقدير و جوائز ارزنده ( ساعت كار مدرسه شنبه تا چهارشنبه 8 لغايت 14, پنجشنبه ها 8 تا 12:15)
فعاليتهاي فرهنگي , اجتماعي ( پرورشي ) :
1 _ برگزاري گردش علمي , اردو , بازديد از مراكز تاريخي , فرهنگي , كارخانجات , موزه ها و ... 2 _ برگزاري نماز جماعت و مراسم ويژه مناسبتها و ايام الله و جشنها ي شاد مذهبي 3 _ انتخاب شهردار مدرسه , شوراي دانش آموزي و انجمن ورزشي در مدرسه از طريق انتخابات 4 _ برگزاري اردوهاي مختلف در شهرهاي شيراز , ا غار عليصدر همدان , قم و كاشان و كيش واردوگاه ايثار كرج و ... 5 _ نمايش فيلم هاي آموزشي و فيلم هاي سينمايي تاريخي
در طول تاريخ آموزش و پرورش، برنامهريزان مدرسهها و مربيان، در جستوجوي شاخصها يا استانداردهاي مدرسه كيفي بودهاند.
به ديگر سخن، تاسيس و آمادهسازي مدرسههاي موفق يا استاندارد، دغدغه هميشگي، همه نظامهاي آموزشي بوده است. از اين روست كه تاكنون الگوها و تلاشهاي گوناگوني براي نشاندادن مدرسه استاندارد عرضه شده است. در اين مقاله، ابتدا در مقدمهاي، ضرورت طراحي مدرسههاي موفق، كيفي يا استاندارد مطرح خواهد شد. سپس الگويي از مدرسههاي استاندارد و موفق ارائه شده و شاخصهاي مهم موجود در زمينه اين مدرسهها مورد بحث قرار خواهد گرفت. در پايان نيز، راهكارهايي در ابعاد گوناگون، با توجه به شرايط و كاركردهاي آموزش و پرورش و مدرسههاي كشورمان ارائه خواهد شد.
اگر بخواهيم در نظام آموزشي كشورمان، مصداقي از آموزش و پرورش بهينه، هدفدار و مطلوب را در حكم آموزشگاههاي گواه نشان دهيم، با مشكل مواجه خواهيم شد. اگر كسي از متوليان تعليم و تربيت كشور، اعم از صاحبنظران دانشگاهي و مجريان، بخواهد آن حرف و حديثي را كه از تكنولوژي آموزشي، راهبردهاي ياددهي- يادگيري، نظام ارزشيابي هدفمند و بهينه، اجراي طراحي آموزشي و ديدگاههاي متفاوت درباره روانشناسي يادگيري، برنامهريزي درسي و دهها مقوله ديگر در سمينارها، جلسات و نشستهاي متعدد بيان ميكنند، به عينه و در واقعيت عملي مدارس، نمايان سازند، واقعاً حرف زيادي براي گفتن نخواهند داشت. اگر يك مدير علاقهمند، يك معلم دلسوز، يك پژوهشگر تعليم و تربيت و در يك كلام، يك انسان فرهيخته يا حتي ولي يك دانشآموز، از دستاندركاران تعليم و تربيت كشور بخواهد آموزشگاه فاضله، استاندارد و آرماني يا حتي مدرسهاي را كه در راه فاضلهشدن و حركت به سوي آرمانگرايي در تعليم و تربيت گام برداشته است، به او معرفي كنند، به طور قطع آنان براي تحقق اين امر، با مشكل زيادي مواجه خواهند شد. با آن كه در حال حاضر، برخي مدارس در بعضي زمينهها موفقيتهاي برجستهاي از خود نشان ميدهند، ولي اين موفقيتها موردي و در يك زمينه يا زمينههاي خاص است، نه به صورت جامع و نظامگرا. مثلاً اگر مدرسهاي در امور آموزشي به قبولي صددرصد نايل ميشود، با كمال تاسف مشاهده ميكنيم كه در اين قبولي مطلوب (البته از نظر كمي و بدون توجه به كيفيت دانش و مهارت قبول شدگان)، توجه به مسائل پرورشي و تقويت بعد معنوي و اخلاقي فراگيرندگان به فراموشي سپرده شده است، يا اگر در مدرسهاي نظم و انضباط خاصي در امور اداري مشاهده ميشود، خبري از آموزش با كيفيت نميبينيم و حتي اكثريت قريب به اتفاق معلمان آن مدرسه از الگوهاي جديد يادگيري بيخبرند. به عبارت ديگر، شايد هماكنون به ندرت بتوانيم يك آموزشگاه استاندارد و آرماني در نظام آموزشي كشورمان معرفي كنيم كه تمام مؤلفههاي علوم تربيتي در آن به درستي رعايت شده باشد.